تبليغاتX
یه صندلی باسه دو نفر
جمعه 1387/05/11

i love you انگیلیسی

ti amo ایتالیایی  

ich livi dish:  آلمانی

seni seviyurum:ترکی

je t`imeفرانسوی

S `ayapo:یونانی

te quieroاسپانیایی

mai tumase pyre karati hun:هندی

عربی:انا بحبک

ya te volimیوگسلاوی:

nanun tangshinul sarang hamnida:کره

ya vas liubliuروسیه:

te iu besc:رومانی

em ye^u anhویتنامی:

ja tebe kokhaju:اوکراین

ha eh bak:تونس

ch`ha di ga"rnسوییس:

jag a"iskar:سودان

ek het jou liefe:آفریقا

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:59  توسط دنیای محمد   | 

جمعه 1387/05/04
دنیا:اهاااااااااااااااااااااااای سلااااااااااااااااااااااااااااااام ما اومدییییییییییییییییییییییییییییییم.

محمد:خب بابا این همه سرو صدا نداره که... سیلام ما اومدیم.

دنیا:اخه صدامون نمیرسه به بچه ها.داد بزن محمد.

محمد:پس حالا که اومدیم خوش اومدیم.اهااااااااااااااااااااااای کجان این بچه ها؟

دنیا:اره والا مگر این که خودمون به خودمون خوش امد گویی کنیم

محمد:قربونت برم خوش اومدی

دنیا:شما هم خوش اومدیچه عجب از این طرفا؟راه گم کردی؟

محمد:دنیا؟

دنیا:بله؟

محمد:ا...چی می خواستم بگم؟

دنیا:اخییییییییییییییی.اشکال نداره.بعدا بگو خوب

محمد:ببین من جا داره اینجا از یکی از دوستای گلم که لطف کرده و اومده و به من سریده تشکر کنم(تریپ رو حال کردی؟)

دنیا:بابا از تو بعیده این تریپی بحرفی

محمد:از رو خوندم

دنیا:اهاااااااااااان.فهمیدمببینم باز رفتی پول دادی برات متن بنویسن؟ادم یه ابجی گل مثل من داشته باشه اون وقت بره بیرون براش متن بنویسن؟

محمد:وووووووووووووووووووووووووووو(WOOOOOOOOOOOW)

دنیا:بچه ها شما بگین نه تو رو خدا خجالت نکشین بگین اخه من با این داداشم چی کار کنم؟

محمد:وایسا حالا تشکر کنم

دنیا:تشکرت رو بکن عزیزم

محمد:من از نیلوفر ابی برکه ی تنهایی من تشکر می کنم که اومد به من سر زد

 یکی هم از نگار خانم که خیلی لطف داشتند به بنده و دنیا خانمباشد که جبران کنیم.

دنیا:من هم از همه ی دوستای گلم که لطف کردن و اومدن و نظر دادن ممنونم

محمد:از روی برگه ی من نخون

دنیا:خلاصه دیگه از همتون ممنونیم نخ سوزن سعید جون سحر جون و اتوسا جون و داداش مهدی جونو...(ببخشید اسم نمیبرم دیگه چون ممکنه کسی رو از قلم بندازم و شرمنده بشم)

محمد:اینا رو که من می خواستم بگم 

دنیا:فعلا که من گفتم

محمد:خب دیگه من براتون یه داستان اماده کردمخب تو چی اماده کردی برای بچه ها؟

دنیا:من الان نمیگم.بعد از داستان شما بچه ها خودشون میبینن دیگه...

خب بچه ها این شما و این هم داستان محمد:

زن وشوهر جواني سوار برموتورسيکلت در دل شب مي راندند. آنها از صميم قلب يکديگر را دوست داشتند. زن جوان: يواش تر برو من مي ترسم! مرد جوان: نه ، اينجوري خيلي بهتره! زن جوان: خواهش مي کنم ، من خيلي ميترسم! مردجوان: خوب، اما اول بايد بگي دوستم داري. زن جوان: دوستت دارم ، حالامي شه يواش تر بروني. مرد جوان: مرا محکم بگير .زن جوان: خوب، حالا مي شه يواش تر بروني؟مرد جوان: باشه ، به شرط اين که کلاه کاسکت مرا برداري و روي سرت بذاري، آخه نمي تونم راحت برونم، اذيتم مي کنه.روز بعد روزنامه ها نوشتند: برخورد يک موتورسيکلت با ساختماني حادثه آفريد.در اين سانحه که بدليل بريدن ترمز موتور سيکلت رخ داد، يکي از دو سرنشين زنده ماند و ديگري در گذشت. مرد جوان از خالي شدن ترمز آگاهي يافته بود پس بدون اين که زن جوان را مطلع کند با ترفندي کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست براي آخرين بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند ...

دنیا:اخیییییییییی.چه داستان قشنگی بود محمد دستت درد نکنه

خب بچه ها من هم براتون یه داستان اماده کردم ولی به خوشگلیه داستان محمد نیست.

   چند روزی میشد که پسری جوان و خوش قیافه جلوی دبیرستان دخترانه می ایستاد و از ان طرف خیابان به جمعیت دخترانی که تعطیل شده بودند نگاه میکرد.

   دختر مدرسه ای ها نیز هر روز یک قصه می ساختند:چشمش دنبال مهنازه که از همه قشنگ تره...فکر میکنم می دونه ترانه بچه پولداره و دنبال اونه...احتمالا

   می خواد با فرناز که قراره بعد از دیپلم بره اروپا ازدواج کنه تا با او همسفر بشه...

   تا روز ششم تقریبا بعضی از دختران ان مدرسه لااقل یک بار خود را کاندیدای ازدواج باجوان خوش قیافه کرده بودند جز فرشته که چندان زیبا نبود و کسی هم

   اورا کاندیدا نمی کرد.اما هنگامی که مدیر مدرسه به فرشته گفت که خواهر ان پسر جوان ادرس خانه او را می خواهد تا با خانواده اش به خواستگاری بیایند تازه

   ان وقت بود که همه فهمیدند پسر جوان در این مدت دنبال این بوده تا بفهمد فرشته چگونه دختری است؟

 دنیا:خب بچه ها اینم از داستان من.امیدوارم خوشتون اومده باشه

محمد:بچه ها ما دیگه بریم. پس بای تا های

دنیا:بای بای

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:41  توسط دنیای محمد   | 

پنجشنبه 1387/04/20
 

Donya:  SALAM KHOBIN JIGARAYE MAN?MAN DONYA HASTAM.ALBATE BA ON DONYA ESHTEBAH NAGIRINAAAAAAAAAAA. AGARAM KHASTIN ESHTEBAH BEGIRIN. HAR JOORI KE RAHATIN

Mohamad: manam salam manam khobam jigmalaye khoshgel khosh omadid.

Donya : MAN YE ADAME HEIIIIIIIIIIIILI KHOSHGEL & BAHAL &BALKELAS&KHOSHTIP&TOEL BORO&...MESE U NADIDAM

Mohamad: mese man?

Donya:  are mese to

Mohamad: vay!!!!!!!!!

Donya: SHAYADAM DIDE BASHAM........AZ KOJA MALOOM?AKHE ALZAYMERE MAN KHEEEEEEEEEEEEEILI GHAVIE

Donya: EMROZ CHEGHAD KHOBE.E NA KHOB NIS

Donya:AKHE GHARAR BOD BASTANI BEKHARAM BOKHORAM VALI BAROON OMAD

Donya: VALI ESHKAL NADARE MIRAM CHIPS MIKHARAM BA HAM 2TAII MIKHORIM

Donya: VALI MAN BISHTARESHO MIKHAMAAAAAAAAAAAAAAA

Donya: U BAYAD KAMTAR BOKHORI

Mohamad: eeee baba bezar manam ye chizi begam

Mohamad  : hamaro to gofti

Mohamad: man ceranchi panir dooss daram

donya:WOW CHE KELASI DARI U

donya:BE MANAM KRLAS GOZASHTAN YAD BEDE

donya:HALA INA RO BIKHIAL MAN CHIPS MIKHAAAAAAAAAAAM

Mohamad: na ceranchi

Donya: KHOB BASHE HAR 2SHONO MIKHARIM

Mohamad:asan ye deghe vaisa!

Donya:na man mikham beshinam

Mohamad: chera aval to shoro kardi sobat kardan

Mohamad: man mikhastam aval sohbat konam

EEEEEEEEE? Donya:

Donya:ASLAN DELET BESOOZE

Mohamad: donya ?

Donya: bale

mohamad:asan yademon raft begim emroz eftetehie webloge taze ma hamingori darim latin minivisim

Mohamad: shift+alt ro bezan

محمد: من زذم تو هم بزن       

محمد:زدی؟

دنیا: آره         

محمد: خوب دوستان و حزار محطرم  به اين وبلاگ خوش آمديد

دنیا: ببین محمد فکر کنم اول باید بری کلاس ادبیاتاااااااااااا

محمد: من از اون بچگي ديکطم ظعيف بود

دنیا: اهان اره همش من بهت میرسوندم ولی تو متوجه نمیشدی من چی میگم:ِ

محمد: ا اونا که ميگفتي تقلب بود؟

دنیا : اره کوچولو

محمد: يادش بخير اون موقع دختر پسر قاتي بود

دنیا: اره بچه ها جای همتون خالی

محمد: دنيا برو اونور تر منم جا بشم خوب

دنیا: نمیخوام من باید فقط این جا باشم اه

محمد: یه دونه صندلیه باسه دو نفر اه

محمد: ایول به خودم اینو میذاریم اسم عنوان وبلاگ

محمد: دنیا بسشونه نه؟ ظیاد باسشون خرف زدیم

دنیا: بچه ی بد  مبزنمتا ؟به خوشملایی که اومدن اینجا توهین میکنی؟

دنیا: نه خیر باید اینقده ئاسشون بحرفیم که خسته بشن

محمد: پس من برم باسه خودم بستنی نسکافه ای دایتی بیارم بخورم.

محمد:آخه اسپانسر وب  ما بستنی دایتیه.

دنیا : پس من چی الان میری همه بستنی رو میخوری و به من نمیدی.

محمد : گریه نکن عزیزم بستنی دو قلو میگیرم.

دنیا: آخ جونمی بستنی !

محمد: بپا بستني نريزه رو لباسات

دنیا: اشکال نداره میدم مامانی بشوره.

محمد : دهه این لباسو من برات از برج میلاد خریدم نباید کثیف شه !!

دنیا: خوب حالا نزن دیگه.ایییییییییی دردم اومد

محمد : آخ ببخشيد از دستم در رفت

دنیا: ماماااااااااااااااااااااان محمد منو زد

 محمد: اه ه ه چرا مامانو صدا زدی؟؟؟؟ بیا بابا این بستنی منم باسه تو

دنیا : BUZZ!!!!!!

محمد: دنیا ؟ دنیا ؟ کجا رفتی ؟ برق رفتا بپا نخوری زمین

دنیا: من اینجا ام !!!

محمد : حظار محترم  برق رفت شرمنده  من نمیتونم تو تاریکی تایپ کنم!!! 

محمد: دلتون اب کامپیوتذ ما بودن برق هم کار میکنه

محمد : بعدن ميايم ديگه  دنيا باي باي کن بريم ديگه

دنیا :باشه بچه ها بای بای تا دفعه ی بعد

محمد: دنیا دست منو بگیر نیوفتی

دنیا : باشه ایییییییی این دسته یواش آهن که نیست

محمد: sorry "

محمد: اوه اوه راستي من 1100 دارم

محمد: بيا اينم از برق خب بريم بيرون

دنیا : خب باشه بریم

محمد : بچه ها های تا بای نه یعنی بای تا های !!  

دنیا: byeeeeeeeeeeeeeeeeee 

 

 دنیا و محمد : نظر یادتون نره

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:59  توسط دنیای محمد   | 

" by pagerank"

JavaScript Codes کدهای خفن جاوا اسکریپت